تبليغاتX
182 روز تنهایی
الان 4 روزی از شروع 182 روز تنهایی من

میگذره خیلی خیلی گریه میکنم و بی تابم ولی هیچ حرف و نصیحتی هم آرومم نمیکنه 

روز به روز بی تابتر میشم

فقط خدا کمکم کنه

+ نوشته شده در  جمعه 1389/04/18ساعت 1:47 PM  توسط M&O  | 

سلام

خیلی وقته بی معرفت شدم و نیو مدم اینجا

اخه دیگه روزای اخره و داره ۱۸۲ روز تنهایی من شروع میشه

نمیدونم حال غریبی دارم

سر کارم اروم و قرار ندارم میخوام بخوابم پاشم ببینم ۱۸۲ روز تموم شده

هیچ کسی نمی تونه کمکم کنه خدا هست و منو ۱۸۲ روز تنهایی

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/04/07ساعت 6:28 PM  توسط M&O  | 

تازگی ها حسابی سرم گرم کارم شده 10 روز دیگه 182 روز تنهایی من شروع میشه و من اصلا اماده نیستم
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/03/27ساعت 9:52 PM  توسط M&O  | 

زندگی موضوع غریبی شده برای من 

ثانیه ثانیه اش پراز موضوعات و اتفاقات جدیده 

کاش میشد یه جورایی بفهمم ته اش چی میشه منظورم بعد182 روزه

+ نوشته شده در  جمعه 1389/03/14ساعت 7:56 PM  توسط M&O  | 

سلام 

تازه امروز فهمیدم دارم گدایی محبت می کنم ولی واقعا قصدم این نبود

خواستم شاید کسانی رو پیدا کنم که هم درد باشیم 

شاید قوت قلبی بشه برای 182 روز تنهایی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/03/13ساعت 10:44 PM  توسط M&O  | 

سلام امروز با هم رفتیم فیلم طلا و مس تا حالا اینقدر توی سینما گریه نکرده بودم.....

با هم بودن زمانی معنی میده که بودن یکی موقتی بشه اونوقته که همه روی اصلی خودشونو نشون میدن 

واقعا مردا ما زنا رو قلبا میخوان یا برای گذشتن اموراتشون؟؟؟

ما چرا عاشقشون میشیم؟؟؟؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/03/11ساعت 11:27 PM  توسط M&O  | 

سلام برای اولین بار الان ۳روزه میرم سر کار

خیلی راضی و خوشحالم اما میدونم تنها دلیلش فرار از یاداوری نزدیک شدن رفتنه.... سخته براش اسم بذارم

سخته ادم خفه شدنو تجربه کنه

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/03/11ساعت 0:12 AM  توسط M&O  | 

درددل زیادی دارم 

هر روز که می گذره با خودم بیشتر فکرای منفی میکنم 

باخودم می گم من تحمل نمی کنم و می پوسم

هیچ کس نیست که ارومم کنه 

ومن توی تمام بزرگی دنیا در کنار همه ادماش تنهام

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/03/09ساعت 10:16 AM  توسط M&O  | 

هرروز که می گذره و به روزهای تنهایی نزدیکتر میشم ترسم بیشتر میشه نمی تونم تصوری از این تنهایی بزرگ داشته باشم خیلی ترسو شدم دلم میخواد فقط گریه کنم
+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/03/09ساعت 10:13 AM  توسط M&O  | 

از همین روزها شروع میشه روی هیچ کس نمیتونم حساب کنم جز مریم خواهر گلم 

دوستای دانشگاه سخت درگیر خودشونن 

من 182 وز تنهام 

همین

+ نوشته شده در  شنبه 1389/03/08ساعت 9:8 PM  توسط M&O  |